زندگی بی نظم
ممکن نمی شود
و نظم
زاییدۀ قدرت است.
در زایش هر قدرتی
از سیاه چاله های درون آدمی
از غارهای هزار توی پنهان روح
بسان دم اژدهایی بالدار
لهیب آتشینی ز خود کامگی
سر میکشد
که تا مشت مردمان
بر فرقش کوبیده نشود
به یادش نمی رسد
که از بین مردمان
و با نیروی مردمان
سر کشیده است.
جنگ برای مردم گزینه نیست
زیرا که جنگ
یعنی که ویرانی و خون
یعنی که مرگ
زبرا که جنگ
راه سلطه گری است
راه مردم
خلع سلاح دیکتاتوریست
از شعار و ریا و دروغشان
تا نظم ضد مردمی
تا در نهایت
از بقایای قدرتشان
خلع تفنگشان.
قانون زندگی
تغییر زندگیست
تغییر راه و احوال مردم است
هر گاه که مردمان، اراده کنند.
این تغییر تا به حال
با خون بوده است
زیرا که خودکامگان ، خود را
چون سایه های خدا
و یا منصوب و خلیفۀ خدا
بر روی زمین می خوانند
تا چو قدرت خدا
ازلی پندارند
توده های خلق،
آن راه و رسمشان را
گفتار مستشان را.
گرنظم مردمان را
برای زندگی
بجای قدرت قیصرو قهرمان و منجی و هر مدعی
با قدرت آزادی و آگاهی و انتخاب
و گزینش و تغییر زندگی
بدست مردمان
درآویزیم
قدرت از آن آزادیست
نه از آن مدعی
نظم انتخاب و تغییر
قانون آزادیست
تغییر نه در برابر نظم
که خود نظم قدرت آزادیست
که این گزینش و تغییر
خود راه زندگیست
قوانین نظم
همیشه برای حفظ قدرت
نوشته گشته است
برای فصل رهایی،
قانون تغییر را باید نوشت
نظم تغییر را باید نوشت






.jpg)










































